parallax background
تنفس هوشيارانه
تنفس هوشيارانه
آگوست 7, 2017

بيماري‌هاي روان‌تني (رواني فيزيولوژيايي يا سايكوسوماتيك)
عوامل مؤثر بر حالات جسمي



اختلالات روان‌تني، اختلالاتي است كه به صورت بدني ظاهر مي‌شوند، ولي علت آن‌ها مسائل هيجاني‌اي است كه بر كاركرد دستگاه عصبي خودكار، غدد درون‌ريز و جريان‌هاي فيزيولوژيايي بدن تأثير مي‌گذارند. تفاوت اين اختلالات با اختلالات بدني ‌شكل آن است كه اين اختلالات در ارتباط نزديك با دستگاه سمپاتيك و پاراسمپاتيك بوده و با ضايعات و جراحات بدني آشكار همراه‌اند و حتي ممكن است موجب مرگ شخص شوند. در اين راستا اختلالاتي از قبيل زخم معده، سرطان، آسم، مشكلات قلبي ـ عروقي، اگزما و... مورد بحث قرار خواهند گرفت و نشانه‌هاي مرضي، علل و درمان آن‌ها بررسي خواهد شد.
بايد بدانيم كه فشار رواني، ناشي از موقعيت‌هاي دشواري است كه فرد با آن روبه‌رو مي‌شود و نمي‌داند كه چگونه با آن وضعيت دشوار سازش حاصل كند،‌ زيرا مطمئن نيست كه بتواند از عهدۀ آن برآيد. انواع مختلف رفتار نابهنجار، راه‌هاي سازش با استرس محسوب مي‌شوند؛ البته راه‌هايي كه مناسب نيستند. اين راه‌هاي سازش با استرس به دو عامل بستگي دارد: يكي ضعف و ناتواني در منابع رواني و ديگري ادراكات شخص نسبت به موقعيتي كه با آن مواجه شده است.


„ما موجوداتي هستيم در جست‌وجوي معنا. معنا از كارهاي پرمعنا و باارزش سرچشمه مي‌گيرد.”

حالات هيجاني در انسان، با تغييرات و واكنش‌هاي جسماني در اعضاي مختلف، مانند دستگاه‌هاي تنفس، گردش خون، گوارش و... همراه است. در حالت ترس شديد، رنگ صورت مي‌پرد؛ تنفس مختل مي‌شود؛ دهان خشك و اشتها كم مي‌شود؛ دستگاه گوارش كند عمل مي‌كند و به شخص، ‌احساس نياز به ادرار و مدفوع دست مي‌دهد. در اغلب موارد، قلب شخص به شدت به طپش مي‌افتد و دست‌ها و پاهايش يخ مي‌كند. در خشم، افسردگي و خوشحالي و ساير عواطف نيز تغييرات فيزيولوژيك وجود دارد.
در افراد سالم، ترس، خشم، افسردگي و هيجانات ديگر، معمولاً مدت‌زمان كوتاهي دارد؛ به همين دليل، واكنش‌هاي جسماني توأم با آن‌ها نيز كوتاه‌مدت و گذرا است، اما عكس‌العمل‌هاي جسمي افرادي كه مدام دستخوش هيجان مي‌شوند، طولاني و شديد است. نتيجۀ اين نوع فعل و انفعالات، اختلالاتي است كه آن‌ها را اختلالات روان‌تني مي‌نامند. ايجاد تغييرات نابهنجار در كنش يا ساختمان بدن، بيشتر به دليل عوامل هيجاني است.

"هر فرايند تغييري بدان نياز دارد كه ما آلودگي خشونت‌هايي را كه در مراحل مختلف تجربيات زندگي خود دريافت كرده‌ايم از خود دور كنيم."

رجوع به تاريخچۀ افراد مبتلا به بيماري‌هاي روان‌تني، غالباً نشان‌دهندۀ دوران زندگي اوليۀ پرتلاطم و آزاردهنده‌اي است. در گذشتۀ اين بيماران، عواملي مانند اضطراب، نگراني، علاقۀ شديد پدر و مادر،‌ محافظت زياد، محدوديت‌هاي شديد، محروميت از محبت و برقراري قوانين و مقررات شديد براي همرنگ جماعت‌ كردن كودك مشاهده مي‌شود. آن نوع تجربه‌هاي دوران كودكي كه اضطراب‌زا هستند، عوامل اصلي ايجاد واكنش‌هاي روان‌تني را شامل مي‌شوند.
بسياري از محققان معتقدند كه معمولاً مادر در منزل بر كودكان مسلط است و به همين دليل، غالباً رابطه بين كودك و مادر نابهنجاري بيشتري دارد تا رابطۀ كودك و پدر. البته رفتار پدر هم به نوبۀ خود سبب نارسايي رواني طفل مي‌شود. مقدار تأثير رفتار سوء پدر و مادر و اينكه كداميك آسيب‌زاتر هستند، بستگي بسيار نزديك به ساخت اجتماع و فرهنگ خاص دارد و در تمام دنيا به يك نحو نيست.
نظريۀ ديگري كه در اين زمينه وجود دارد اينكه افراد مبتلا به بيماري‌هاي روان‌تني عموماً در دوران كودكي شرايط كافي براي ايجاد ارتباط عاطفي و اجتماعي با همسالان و كودكان ديگر را نداشته‌اند. آن‌ها تك‌فرزند خانواده هستند و يا با برادر و خواهرشان چند سال تفاوت سني دارند و يا خواهر و برادرشان از جنس خود آن‌ها هستند (يعني دختري كه برادر و پسري كه خواهر ندارد) و يا ارتباط عاطفي اجتماعي آن‌ها با خواهران و برادران، توسط اولياي سختگير و مسلط محدود شده است. .

ماخذ: پژوهشي پيرامون اختلالات روان‌تني ، مصطفی انصاری، مؤسسه شكوفايي نبوغ آريايي،

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *