parallax background
reiki-alternative-therapy-energy-holistic
طب کل نگر و مکمل
مارس 11, 2014
تندرستی و شادابی با تغذیه‌ی طبیعی و گیاهی vegetarian-diet-healthy-food-health-alternative-therapy-banner
تندرستی و شادابی با تغذیه‌ی طبیعی و گیاهی
اکتبر 3, 2016

نگاهی تازه و متفاوت به «ازدواج»


wedding-marriage-psychology-alternative-therapy-energy-holistic نگاهی تازه و متفاوت به «ازدواج»

در مورد ازدواج پرسش‌هاي گوناگوني براساس نگرش‌هاي متفاوت به اين رويداد مهم زندگي وجود دارد. اما دو سوال اساسي كه طرح آن در اين‌جا ضروري به نظر مي‌رسد اين است:
آيا بخش مهمي از مشكلات زناشويي، به‌ خصوص طلاق، به اين علت نيست كه ازدواج در حال و هوايي رويايي و شاعرانه صورت مي‌گيرد؟
آيا ازدواج دختر و پسري كه در خواب و خيالي عاشقانه، قصري با‌شكوه بر روي ابرها براي خود ساخته‌اند، صحيح و منطقي است؟
بايد اجازه داد با بلوغ فكري، شعر و شاعري از سر‌شان بيفتد و روحيه‌ي نثر‌نويسي در وجودشان آشكار شود. چرا كه زندگي روزمره بيشتر به نثر شباهت دارد تا شعر. بلوغ، شما را به مرحله‌اي از آگاهي مي‌رساند كه زندگي را مي‌فهميد و مسؤوليت زندگي را درك مي‌كنيد.بلوغ فكري با بلوغ جنسي بسيار متفاوت است. بلوغ جنسي معمولاً از دوران نوجواني آغاز مي‌شود؛ اما چه بسا افرادي كه به سن ميانسالي و بزرگسالي مي‌رسند، در حالي كه هم‌چنان از نظر فكري به بلوغ نرسيده‌اند. كسي كه به بلوغ فكري مي رسد، از مشكلات‌ِ بودن در كنار ديگري باخبر است. او تمام اين مشكلات را قبول دارد و با اين وجود تصميم مي‌گيرد با آن فرد زندگي كند. او انتظار ندارد كه فقط با باغي پر از گل‌هاي رنگارنگ روبه‌رو شود. اميد واهي ندارد. او خوب مي‌داند كه واقعيت، جدي و خشن است و بسيار زمخت و نا‌هموار. در گلستان زندگي، گل و خار با‌ هم‌اند. «گل بي‌خار ميسر نشود در بستان!» هر‌گاه با آگاهي نسبت به وجود تمام مشكلات ريز و درشت در زندگي، تصميم گرفتي كه همه‌ي آن‌ها را به جان بخري و تنها نباشي، آن وقت براي ازدواج اقدام كن. در اين صورت، عشق در هيچ ازدواجی قرباني نمي‌شود. زندگي بايد واقع‌گرايانه باشد، يعنب خالي از تشبيهات و استعارات شاعرانه.

„در واقع، ازدواج به خودي خود هرگز چيزي را نابود نمي‌كند؛ بلكه، صرفاً چيز‌هايي را كه پنهان كرده بودي آشكار مي‌سازد.”

در واقع، ازدواج به خودي خود هرگز چيزي را نابود نمي‌كند؛ بلكه، صرفاً چيز‌هايي را كه پنهان كرده بودي آشكار مي‌سازد. اگر عشق در نهاد تو پنهان باشد، ازدواج آن را به بيرون هدايت مي‌كند. اگر عشق تو تنها لاف و گزاف و تظاهر باشد، دير يا زود ناپديد مي‌شود و چهره‌ي واقعي تو آشكار مي‌شود. ازدواج صرفاً يك فرصت است. فرصتي كه در آن آن‌چه در درون داشتي، هويدا مي‌شود.عشق با ازدواج كردن نابود نمي‌شود. عشق، توسط كساني نابود مي‌شود كه نمي‌دانند چگونه عشق بورزند. عشق نابود نمي‌شود، چيزي كه نابود مي‌شود شيفتگي است. چيزي كه نام عشق را براي خود به عاريت گرفته است. تو در رويا زندگي مي‌كردي و واقعيت‌هاي زندگي، روياي تو را نابود كرده است. و اين ربطي به عشق ندارد. عشق چيزي جاودانه است و جزئي از ابديت.
اگر رشد يابي و به بلوغ فكري برسي و واقعيت‌هاي زندگي را دريابي، آن‌گاه غنچه‌هاي عشق شكوفا مي‌شوند و عطر و بوي آن زندگي تو را فرا خواهد گرفت. به اين ترتيب، ازدواج فرصتي بي‌همتا براي رويش و جوانه زدن در بستر عشق خواهد بود. هيچ‌چيز نمي‌تواند عشق را نابود كند. اگر عشق وجود داشته باشد، به رشدش ادامه مي‌دهد؛ اما در اكثر موارد اصلاً عشقي در كار نيست. شما در مورد خودتان دچار سوءتفاهم شده‌ايد. شما هيجانات جنسي و شيفتگي را با عشق اشتباه گرفته‌ايد. بايد بدانيد كه هيجانات زود‌گذر فروكش خواهند كرد؛ زيرا پس از مدتي اين كشش از بين خواهد رفت. جذابيت جنسي چيز پايداري نيست. اگر عشق تو فقط كشش جنسي بوده باشد، محكوم به فنا و نابودي است. بنابراين، هيچ‌گاه عشق حقيقي را با چيز‌هاي ديگر اشتباه نگير. اگر عشق در واقع عشق باشد، تنها با بودن در كنار او احساس شعف و شادماني مي‌كني. تنها حضور در كنار معشوق چيزي را در ژرفاي دلت اقناع مي‌كند. عشق، شور و هيجان نيست، عشق عاطفه نيست، عشق، ادراكي بسيار عميق نسبت به اين نكته است كه يك نفر به نحوي كامل كننده‌ي توست. كسي هست كه از تو دايره‌ي كاملي مي‌سازد. حضور اين شخص، بودن تو را روشنايي و اعتلا مي‌بخشد. وقتي اين احساس در تو پديد آمد كه در كنار كسي بودن براي به وجد در‌ آمدنت كافي است، چيزي در درونت شكفتن را آغاز مي‌كند، و آن‌گاه گل عشق در وجود تو شكوفا شده است.

"اگر عشقي در ميان باشد، آن‌گاه نه مرد ارباب است نه زن؛ بلكه اين عشق است كه فرمان مي‌راند."

آن‌گاه مي‌تواني از ميان مشكلاتي كه واقعيت‌هاي زندگي در مسير تو قرار مي‌دهد، عبور كني. تو قادري همه‌ي تشويش‌ها و اضطراب‌ها را پشت سر بگذاري و عشقت را بيش از پيش شكوفا سازي. چون هر‌يك از آن موقعيت‌ها به چالشي بدل خواهد شد و عشق تو با غلبه بر آن چالش‌ها بيش از پيش باليدن گرفته و استحكام بيشتري خواهد يافت. عشق جاودانگي است. اگر عشقي در كار باشد، هم‌چنان به نشو و نما و رشد خود ادامه خواهد داد.
قرن‌هاست كه پديد‌ه‌ي ازدواج از روح تهي شده است. زن نمي‌تواند احساسات خود را بي‌پرده بيان كند. از اين‌رو در ابراز نفسانيات خود، بسيار ظريف عمل مي‌كند. زن مجبور است كه راه‌هاي غير مستقيم را در پيش بگيرد. او بايد به مرد ثابت مي‌كرد كه ارباب واقعي كيست. اين، كشاكش هر روزه‌ي زندگي تمام زن و شوهرهاست؛ نبرد براي احقاق مقام فرماندهي در خانه. فرمانده كيست؟ زن يا مرد؟
به اين پرسش نمي‌توان پاسخ داد؛ زيرا صورت مساله غلط است. اگر عشقي در ميان باشد، آن‌گاه نه مرد ارباب است نه زن؛ بلكه اين عشق است كه فرمان مي‌راند. با وجود عشق، زن و مرد در آن محو و ناپديد مي‌شوند. عشق هر‌دو را در آغوش خود مي‌فشارد؛ اما متاسفانه هيچ‌كس براي عشق آمادگي نشان نمي‌دهد. هر‌يك از آن‌ها مي‌خواهد ديگري را در اختيار خود داشته باشد. بنابراين، مرد، زن را به سطح يك كالا و شي‌‌ء تنزل مي‌دهد و زن نيز مرد را به سطح يك وسيله پايين مي‌آورد و در اين زمينه كاملاً موفق عمل كرده‌اند.

ماخذ: طلاق پنهان(با هم؛ ولی جدا!؟)، مصطفی انصاری، انتشارات شلفین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *