parallax background

طب کل نگر و مکمل

نگاهی تازه و متفاوت به «ازدواج»
اکتبر 3, 2016

طب کل نگر و مکمل


Dr Abian دکتر آبیان

امروزه در کنار طب رایج یا آلوپاتی (Allopathy) که در واقع یکی از رویکردهای بشر به مساله ی سلامت و بیماری است. شیوه های دیگری از شفا و درمان نیز وجود دارند که با تفاوت هایی در اصول، قواعد و راه های تشخیص و درمان، سعی در بازگردانیدن سلامتی بیماران و پیشگیری از بیماری ها دارند. این شیوه های متفاوت شفا و درمان را در سراسر جهان که بالغ بر 100 نوع است، "طب مکمل" (Complementary Medicine)، "طب جایگزین" (Alternative Medicine) و در بعضی موارد، "کل درمانی یا طب کل نگر" (Holistic Medicine) می نامند.
واژه ی "Holistic" از لغت "Whole" به معنی کل گرفته شده است که در حال حاضر با نام های طب کل نگر، طب جامع نگر، طب کل گرا، طب مکمل، طب حاشیه، طب غیرمتعارف و طب جایگزین (آلترناتیو) ترجمه شده است. نگرش طب کل نگر برای اولین بار، در اروپا با انتشار کتاب "فلسفه ی آزادی"، در سال 1894 میلادی توسط فیلسوفی سوئیسی به نام "رولف استاینر" اشاعه یافت که بر مبنای آن، لزوم توجه به تمام ابعاد وجود انسان اعم از جسمانی، عاطفی، ذهنی و روحی و تاثیر و نقش آن در شکل گیری انواع بیماری ها اشاره شده است. این نظریه به عنوان طب آنتروپوزوفی (Anthroposophy) شهرت یافت و بعدأ در اروپا، به ویژه کشورهای آلمان، اطریش و سوئیس باعث دگرگونی و تحولات عظیمی در نگرش علم پزشکی شد.
پزشکی کل نگر، علاوه بر کاربرد تکنولوژی و پزشکی مدرن، به تمام تکنیک ها، درمان های طبیعی و روش های معتبر در سایر فرهنگ ها و دوران ها خوشامد می گوید. یک جراح کل نگر، ممکن است در اکثر جراحی های خود، از طب سوزنی و هیپنوتیزم برای ایجاد بی حسی استفاده کند.
یک تومور شناس آشنا به طب کل نگر، ممکن است برای تعیین موقعیت یک غده ی بدخیم، از پرتونگاری کامپیوتری بهره گیرد و سپس از قدرت ایمان و تجسم بیمار برای کمک به کاهش اندازه و یا محو غده استفاده کند. توجه درمانگر کل گرا، در محافظت پیشگیرانه، درمان طبیعی و مسؤولیت فردی هر فرد بر روی سلامتی خویش متمرکز است.
برای مثال، در ارتباط با سرماخوردگی، سؤال عمومی این است که چگونه می توانیم نشانه های بیماری را متوقف کنیم؟ در این مورد، علائم بیماری، نشان دهنده ی ضعف سیستم ایمنی بدن، خارج شدن از تعادل طبیعی و کوشش بدن برای خود درمانگری است. خاموش ساختن علائم بیماری به وسیله ی عقب راندن علت اصلی، می تواند یک درمان سطحی و خطرناک باشد. بنابراین، سؤال اساسی این است؛ چرا بدن، تب کردن و بیرون راندن ماده ی مخاطی را برگزیده است و چگونه می توان، دوباره به سلامت دست یافت؟
طب کل نگر، نیاز به دخالت سریع و پیچیده ی پزشکی و جراحی را نادیده نمی گیرد و تاکیدش بر ارتقا سلامتی و آموزش بیماران است. معالجه ی بیماری ها را می توان به قله ای تشبیه کرد که برای رسیدن به آن، راه های مختلفی وجود دارد. طب کل نگر، در کنار طب رایج می تواند در بالا بردن سطح سلامتی و درمان بیماری ها به عنوان مکمل عمل کند. توصیه ی بیشتر درمانگران و شفا دهندگان طب مکمل این است که بهترین راه درمان، ترکیبی از تمام روش های طب رایج و مکمل است.
آن چه در تمامی شیوه های طب مکمل، مشترک است، تفاوت شان با رویکرد طب رایج، در روش های تشخیص، درمان و یا هر دو آن هاست. برخی از این شیوه ها در اصول بنیادی خود شباهت های زیادی با یکدیگر دارند، مانند؛ هاله درمانی، انرژی درمانی، شفا با «ریکی»، چاکرا درمانی و طب سوزنی که همگی مبتنی بر انرژی حیاتی یا پرانا هستند.

„آن چه در تمامی شیوه های طب مکمل، مشترک است، تفاوت شان با رویکرد طب رایج، در روش های تشخیص، درمان و یا هر دو آن هاست.”

تفاوت شفا و درمان

اگرچه فقط 2 درصد از وجود انسان جسم و 98 درصد از وجودش ذهن و روح است، افراد عادی، 98 درصد از وقت شان را صرف اندیشیدن به این 2 درصد می کنند که جسم شان است! به همین دلیل اغلب از بیماری رنج می برند؛ زیرا می خواهند از بیرون به درون برسند، حال آن که می باید از درون به بیرون رسید.
افلاطون به طبیبان یونانی گفت: «جزء هیچ گاه نمی تواند سالم باشد، مگر این که کل سالم باشد». افلاطون دریافت که تفاوت میان «شفا» و «درمان» این است که «شفا» به کامل گردانیدن کل وجود آدمی، یعنی جسم و ذهن و روح اطلاق می شود. حال آن که «درمان» به معنای حذف یا التیام آنی بیماری است. اغلب، شخص با جست و جوی درمان پزشکی معالجه می شود؛ اما تا هنگامی که الگوهای ناخودآگاه، یعنی اندیشه ها و باورهای منفی که مسبب اصلی درد و رنج محسوب می شوند، رها نشوند، شفا نمی یابد و چه بسا بارها و بارها در همان ناحیه یا در قسمتی دیگر بروز کند.
بیماری جسمانی در واقع، چیزی جز تلاش جسم برای بیرون افکندن احساس‌های نادرست نیست. دلیل احساس بیماری این است که احساس های بیمارگونه می کوشند از جسم خارج شوند. از این رو، صرف وقت و تلاش برای تغییر الگوهای ناخودآگاه و انگاره های ذهنی و رهایی از احساس گناه، واقعاً ارزشمند است.

"بیماری جسمانی در واقع، چیزی جز تلاش جسم برای بیرون افکندن احساس‌های نادرست نیست. "

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *