گزیده ای از کتاب راه گریز از قفس

کل انسانیت، دچار کسلی شده است. کسی که می بایست عارف می شد، ریاضی دان شده است، آن که می بایست ریاضی دان می شد هنرپیشه شده و آن کسی که بایستی شاعر می شد تاجر شده است. اکثر افراد سر جای خودشان نیستند؛ بلکه در جایی دیگر مشغول به کارند. زیرا شرایط و ضرورت ها آن ها را مجبور کرده است.

- مصطفی انصاری
آگوست 20, 2018

دنیای شگفت انگیز رنگها

آگوست 20, 2018

با عشق شعله ور شو

عشق، شوق وافر درونی انسان برای یکی شدن با کل است. میل باطنی برای فناشدن در وحدانیت. منشا عشق، جدایی است. ما از منشا خود جدا […]
آگوست 20, 2018

معنای زندگی چیست؟

منظورم(دکتر ویکتور فرانکل، بنیانگذار معنادرمانی) این است که زندگی پایدار نمی ماند، مگر اینکه همان طور که فروید معتقد است، «معنایی استوار یا آرمانی استوار برای […]
آگوست 20, 2018

دنیای شگفت انگیز رنگها

آگوست 20, 2018

با عشق شعله ور شو

عشق، شوق وافر درونی انسان برای یکی شدن با کل است. میل باطنی برای فناشدن در وحدانیت. منشا عشق، جدایی است. ما از منشا خود جدا […]
آگوست 20, 2018

دنیای شگفت انگیز رنگها

آگوست 20, 2018

با عشق شعله ور شو

عشق، شوق وافر درونی انسان برای یکی شدن با کل است. میل باطنی برای فناشدن در وحدانیت. منشا عشق، جدایی است. ما از منشا خود جدا […]